حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2663

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

ميشد . شاهان اشكانى بسيار مقيّد بودند ، كه مقام سفرايشان در خارجه كاملا رعايت شود و ، چنان كه گذشت ، مهرداد دوّم از سفيرش سلب حيات كرد ، كه چرا جاى خود را به سولّا مأمور سناى روم در آسياى صغير داد و مقدّم بر او ننشست . سلاطين اشكانى از مهرداد اوّل ببعد نيز مقيّد بودند ، كه روميها آنها را شاهنشاه خطاب كنند و در نامه‌هاشان بقياصره خودشان را به اين عنوان ميخواندند ، در موردى بلاش اوّل خود را شاهنشاه مطلق خواند ، نه شاهنشاه پارت . بعد ، چنان كه گذشت ، اين عنوان باعث استهزاء وسپاسيانوس قيصر شد و او در نامهء جوابى از عنوان خود ( قيصر و اگوست ) صرف‌نظر كرده ، باسم تنها اكتفاء ورزيد ، ولى شاه اشكانى را شاهنشاه مطلق خواند . اگر مذاكراتى هنگام جنگ پيش ميآمد ، چه قبل از بهم افتادن فريقين و چه پس از مجادله ، پارتيها زه كمان را ميكشيدند . اين رفتار ميرسانيد ، كه ميخواهند با طرف در امرى مذاكره كنند . بعد ، اگر رودى بين طرفين متحاربين بود ، پلى بر آن ميزدند و در وسط پل نمايندگان طرفين بمذاكره ميپرداختند و اگر جزيره‌اى در رود وجود داشت ، در آن جزيره ملاقات و مذاكره به عمل ميآمد . وقتى كه هيچكدام از اين دو صورت ميسّر نبود ، مسافتى بين دو لشكر معيّن ميشد و نمايندگان طرفين در وسط آن يكديگر را ملاقات ميكردند . اگر مقصود حاصل ميشد ، عهدى امضاء ميكردند ، بعد طرفين با يكديگر مراوده مييافتند و ضيافت‌ها به يكديگر ميدادند و الّا نمايندگان برميگشتند و جنگ دنباله مييافت . بيرق دولت پارت معلوم نيست چه بوده . در دولت هخامنشى ، چنان كه در جاى خود گذشت ، علامت شاهان هخامنشى عقابى بود از زر با بالهاى گشاده . در دولت اشكانى گويند ، كه گاه بتقليد از روميها عقابى دو سر استعمال ميكردند و گاهى ، باقتباس از بابل ، علامت ماه و ستاره را . چون مدرك اين خبر را نيافتيم ، بذكر آن اكتفاء ميورزيم ، بىاينكه تصديق يا تكذيب كنيم ، ولى از مسكوكات اشكانى ديده مىشود ، كه بر تاج بعض شاهان شكل ستاره نقش شده .